صفحه نخست
آرشیو من
تماس با من
نویسنده مجید منصوری بیدکانی
لینک ها
سوشا زردتشت
چغا گرگ -علی حسين حسن زارعی چهار لنگ
جديدترين نرم افزارهای روز دنيا
دايرکتوری فارسی
اصالت بختياری
مهندس محسن( طراحی وب سايت)
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تالارهاي گفتگو
آمار وبلاگ 
خروجی وبلاگ
طراح قالب لیلا سینکی
لوگو دونی
نظر شما در خصوص جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان چیست؟
جمهوری اسلامی ایران هر چند در زمینه اقتصادی جایگاه بالایی در سطح بین الملل ندارد و در تحریم به سر می برد ولی قدرت بلامنازع اثرگذار منطقه و دنیا است، قدرت ایران به نسبت سهمی که از خاک و جمعیت دنیا را اشغال کردهایم بیشتر است. این مسئله مورد اذعان غرب و دشمن است. ایران از جمله کشورهایی است که نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا در خصوص آن موضع گیری کرده و میکنند.
امام (ره) تعبیری داشتند که بارها از سوی رهبری نیز تصریح شد. این که اگر ما وزنهای نیستیم چرا این قدر مقابل اقدامات ما موضع گرفته و حساسیت به خرج میدهید. حساسیت ابرقدرتهای دنیا نشان دهنده آن است که جمهوری اسلامی ایران تأثیر گذاری قابل توجهی دارد.
نظر جنابعالی در خصوص فرهنگ سرمایهداری چیست؟
قدرت و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران به خاطر پیامش است کلمه طیب انقلاب اسلامی قدرت ایجاد کرده و در دنیا تأثیر گذاشته است. آنان با طرح انفجار اطلاعات تلاش کردند بگویند اکنون دنیا یک دهکده کوچک است که باید با یک قانون و یک نظم اداره شود. فرهنگ سرمایه داری غرب نیز فرهنگ برتر است و دنیا باید با این فرهنگ اداره شود. تحولات امروز دنیا موجب شده است آنانی که روزی مدعی اداره دنیا را داشتند اذعان کردند که فرهنگشان به چالش کشیده شد. لیبرال دمکراسی در متن خود گرفتار جنبش ضد والاستریت شده است. حرف اصلی معترضان این است که فرهنگ سرمایه داری به آخر خط رسیده است و پاسخگوی ما نیست.
نظ جنابعالی در خصوص بیداری اسلامی چیست؟
امروز در دنیا اگر کشوری بخواهد ببیند قدرتش کجاست باید ببیند پیامش چیست؟! قدرت جمهوری اسلامی ایران در پیامش است که یک پیام صادقانه و خوب است: کلمه، قول، منطق انسانی. قدرت جمهوری اسلامی ایران همین امر است. امروز پیام انقلاب ما به مصر، لیبی، یمن، بحرین و... رسیده است.
امروز سرویسهای اطلاعاتی دشمن و غرب اذعان دارند که ما با تهاجم قدرتمند فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مواجه هستیم. بنابراین اگر بتوانیم از پیام انقلاب حفاظت کنیم اثر خود را گذاشته و باعث پیشرفت میشویم. چرا که بیداری اسلامی بدون تردید به خاطر تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در دنیا شکل گرفته است.
جمهوری اسلامی ایران در یک جایگاه بینظیر قرار گرفته و در این شرایط یکی از وظایف مسئولین این است که حریم پیام انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران را نگه دارند. باید ارزش این سرمایه را درک و برای حفاظت آن تلاش شود.
روحانیت خوشبختانه از درجه سلامت بالایی برخوردار است و باید آن را یک هدیه بزرگ الهی دانست.
لیبرال دمکراسی سالها تلاش کرد فرهنگ سرمایهداری را جا بیندازد ولی ما آن را به چالش کشیدیم. نظام سرمایه داری امروز نسبت به بسیاری از خواستها و نیازها ناتوان مانده و توانایی پاسخ دادن ندارد.
پناه بردن جوانان جوامع غربی به خشونت، خودکشی، فساد، اعتیاد، اختلافات شدید طبقاتی و کاهش ارزشهای اخلاقی، نشان واضحی از ناکارآمدی فرهنگ سرمایهداری است.
دلایل تخلفات بانکی اخیر چیست؟
سیستم بانکی فعلی قادر نیست جلوی فساد را بگیرد و باید آن را اصلاح کرد. رئیس جمهور هم بر این مسئله اذعان دارد ولی تا کنون اقدام مؤثر و کاملی در این جهت نشده است. با سیستمهای گذشته نمیتوان بانکها را اداره کرد. تا سیستم سازی نشود،امکان تخلف و فساد وجود دارد. در حوزههای دیگر مانند گمرک، مالیات و بیمه هم مشکل ساختاری و سیستمی داریمم که باید نظام آنان اصلاح شود.
خصوصیات نماینده از نظر حضرتعالی چیست؟
مردم باید نمایندگانی انتخاب کنند که اگاه و معتقد بوده و مطالبات مردم را فراتر از جو شعاری بررسی کنند و برای مردم تصمیمات کارشناسی و درست بگیرند. نباید نمایندگان با شعار و تبلیغ از احساسات مردم استفاده کند. در این زمینه نیز روحانیون،اساتید دانشگاه ،فرهنگیان،دانشجویان،هنرمندان،نقش مهمی بر عهده دارند که باید به جامعه آگاهی بدهند.
نظر شما در باره رد صلاحیت ها چیست؟
افرادی که صلاحیتشان توسط هیأت اجرایی رد شده است، حق دارند به هیأت نظارت حوزه انتخابیهشان شکایت کنند. اگر باز هم صلاحیتشان رد شد میتوانند به هیأت مرکزی نظارت اعتراض کرده و پروندهشان بررسی میشود. اگر هم باز هم رد شود و اعتراض کنند پروندهشان در خود شورای نگهبان بررسی میشود. باید منتظر ماند تا طی نظامات قانونی این مسئله رفع شود. از سوی دیگر این نکته پویایی نظام جمهوری اسلامی ایران را اثبات کرده و از نکات مثبت است. به هر حال در کشور برداشتها و دیدگاههای مختلف از قانون وجود دارد. باید تسلیم نظامات قانونی باشیم. منش قانونمداری و تسلیم در برابر قانون را رواج دهیم و به آن توجه کنیم.
نظر شما در باره جریان انحرافی چیست؟
نظام این جریان را شناخته و میشناسد، اما کشور باید با تدبیر اداره شود که مقام معظم رهبری این کار را انجام میدهند. مقام معظم رهبری با تدبیر این چرخه را اداره میکنند. نباید کشور را در هیجان و کشمکش قرار داد. افراط و تفریط همیشه مضر بوده و هست.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

الگوی هزینه کرد در اقتصاد فرهنگ
این الگو در برگیرنده چند موضوع است. بخشی از آن مربوط به مبانی نظری است. با رجوع به نگاه راهبردی رهبران انقلاب اسلامی (امام راحل و مقام معظم رهبری) و نیز ظرفیتهای قانون اساسی می توان سه بعد جاری در تمامی برنامه های راهبردی و عملیاتی فرهنگی را به شرح ذیل استخراج کرد:
1) جهت: فرهنگ مطلوب، چیزی جز فرهنگ «دینی و انقلابی» نیست. لذا تمامی برنامه های پیشرفت فرهنگی باید حول «جبهه فرهنگ دینی- انقلابی» باز طراحی شود.
2) ظرفیت: فرهنگ مطلوب، از ظرفیت «تعادلی» بین نگاه افراطی لیبرالیستی و ولنگاری فرهنگی از یک سو و نگاه تفریطی طالبانیستی و سرهنگی فرهنگی از دیگر سو برخوردار است. لذا برای ایجاد «عدالت فرهنگی»، باید به تعالی این ظرفیت همت گماشت.
3) هماهنگی: فرهنگ دینی و متعادل، هم از توانمندی پیوند با دیگر نظامات جامعه (شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) در بیرون و هم از همسویی سطوح فرهنگ (ملی، عمومی، تخصصی و حرفه ای) در درون برخوردار است.
بر آیند جریان سه بعدی دینی، متعادل و هماهنگ، در نظام فرهنگی کشور، کارآمدی عینی آن را رقم می زند، به گونه ای که هر نوع تشتت، عقب رفت، انحراف و انفعال فرهنگی را می توان دلیلی روشن بر وجود بحران در حداقل یکی از این ابعاد دانست؛ واقعیتی که سه دهه پس از انقلاب با آن روبه رو بوده و باعث شده است سیاستهای شتابزده و برنامه های نامتناسب در کنار صرف بیت المال و هزینه های انسانی و دینی، جامعه را در برابر تهاجم همه جانبه دشمن، بی دفاع کند.
انتظارات موجود و مدل موجود تخصیص بودجه فرهنگی
مدل موجود بودجه، با غفلت از جایگاه شاخص های اصلی فرهنگ دینی (همچون فرهنگ وقف، ایثار، انفاق، معنویت و...) و پر رنگ کردن آنها در عرض امور مهمی چون هنر و گردشگری و رسانه، امور اهمی چون قرآن، مسجد، بقاع متبرکه، اوقاف و... را در گوشه ای از ردیف های چندگانه برنامه و بودجه و در عرض فرهنگسرا، موسیقی، میراث فرهنگی، اخبار، سینما و... قرار می دهد.
هر چند نوع نگاه به دین، انقلاب و معنویت و مفاهیمی از این دست، قابل قیاس با پیش از انقلاب نیست، اما زمانی که محورهای چهارگانه فرهنگ، پیش و پس از انقلاب، دچار تغییر اساسی نمی شود و نگاه برنامه ریزان همچنان معطوف به امور کمتر مهم، بلکه غیرمهم می گردد، باید طرحی نو در مدل کلان برنامه و بودجه فرهنگی کشور ترسیم کرد تا با تغییر وزن و جایگاه بخشها، فصول و ردیف های برنامه و بودجه، بتوان از فرهنگ دینی انقلابی- آنچنان که شایسته نظام اسلامی است- دفاع کرد.
تأثیرات تغییر مدل برنامه و بودجه فرهنگی
با توجه به چهار نظام «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی» و ملاحظه «فرهنگ» در هر یک از این نظامات، چهار بعد فرهنگی به شرح ذیل تعریف می شود:
اول؛ موضوع فرهنگ- فرهنگ به عنوان لایه زیرین و زیربنای اصلی فرهنگ و به معنای فرهنگ حاکم بر تصمیم سازان و تصمیم گیران فرهنگی است. به عبارت دیگر فرهنگ، فرهنگ، به معنای پذیره های زیر بنایی و حاکم، در تنظیم پذیره های اجتماعی است. (موضوعاتی مانند پژوهش، آموزش، تبلیغ، پرورش، هنر و...)
دوم ؛ فرهنگ- سیاست به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش سیاست شامل پذیرفته شده ها به باورها، اندیشه ها و رفتارهای این بخش است. در واقع براساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری سیاسی صورت می گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار سیاسی حاکمان و مردم، وحدت فرهنگی ملی و جهانی اسلام، دیپلماسی فرهنگی و...)
سوم؛ فرهنگ- اقتصاد به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اقتصاد شامل پذیرفته شده ها، باورها و اندیشه ها و رفتارهای این بخش است. در واقع براساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری و در نهایت اخلاق، افکار و رفتار اقتصادی شکل می گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار اقتصادی حاکمان و مردم، خدمات فرهنگی همچون چاپ و نشر، مهندسی و مدیریت فرهنگی، دستگاه های فرهنگی و...)
و سرانجام فرهنگ- اجتماع به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اجتماع (بعد چهارم جامعه نزد برخی از صاحب نظران) شامل اخلاق، افکار و رفتار افراد عمومی جامعه و الگوهای مربوط به این حوزه هاست. (موضوعاتی مانند ارتباطات اجتماعی، محیط زیست، جمعیت، بهداشت، ورزش، خانواده، جوانان، زنان، رسانه ها، تبلیغات قانون، گردشگری و جهانگردی و...)
محاسن طبقه بندی چهارگانه
این طبقه بندی، علاوه بر آنکه فصول فرهنگ، هنر، رسانه، گردشگری، امور فرهنگی اجتماعی، آموزش و پژوهش و... را در یک تقسیم منطقی تر ذیل عنوان کلان «نظام فرهنگی» جای می دهد می تواند به ایجاد هماهنگی بیشتر در درون و بیرون این نظام نیز منجر شود و تصویری واقعی تر بویژه از موضوعات بین بخشی (فرهنگی اجتماعی، فرهنگی سیاسی و... مانند ازدواج، اشتغال، انحرافات و برنامه ها، ورزش و...) ارایه دهد.
باز تعریف ردیف ها و عناوین برنامه های فرهنگی- بویژه موضوعات اهم و مهم- براساس مبانی ارزشی و منظری دینی انقلابی، یک ضرورت قطعی در تغییر مدل برنامه و بودجه به شمار می آید که آثار مثبت آن را حتی در سالهای اول می توان به روشنی مشاهده کرد. این امر، متناظر بلکه مشابه درج مقوله بنیادین «دین»، ذیل بخشی کوچک از علوم انسانی اجتماعی (یعنی علم جامعه شناسی) است که البته از منظر سکولاریسم معرفتی، کاملاً پذیرفتنی است.
اما در نگاه معرفت شناسانه الهی، دین به عنوان مادر علوم بشری (اعم از پایه، انسانی، اجتماعی و تجربی) است و تمامی معارف و منابع، از آن سرچشمه می گیرند، همچنین است داستان موضوعات فرهنگ دینی بویژه آنها که در معنوی سازی و ایمنی بخشی به حاشیه و متن جامعه اسلامی، نقشی مهم ایفا می کنند و نه تنها از وزن بیشتری نسبت به موضوعات فرهنگ ملی و غیردینی برخوردارند، بلکه باید از محاق مظلومیت خارج شوند و در رده زیر فصل های فرهنگ قرار گیرند.
راهکار های برون رفت از وضعیت موجود
برای برون رفت از وضعیت موجود در گام نخست، باید از درج عنوان «فرهنگ» در کنار «هنر، رسانه و...» خودداری شود و «فرهنگ» به عنوان مقسم (و نه قسم) منظور گردد. دیگر اینکه ذیل فرهنگ، باید کلید واژه های اصلی فرهنگ دینی (مانند وقف، دانش، معنویت، پرورش و...) شناسایی و از یک عنوان موضوعی و برنامه ای، به یک عنوان محوری- در عرض هنر، رسانه و...- قرار گیرد. این امر، به معنای نادیده گرفتن ارزش سرفصل های موجود نیست، بلکه به معنای غفلت زدایی ده ها ساله نسبت به فرهنگی دینی- انقلاب و موضوعات پیرامونی آن است.
طبعاً با ادامه روند موجود، انس و پذیرش بیشتر جامعه اسلامی با موضوعات وارداتی و تحمیلی دهه های پیش و پس از انقلاب اسلامی، اجتناب ناپذیر خواهد بود و بتدریج از دامنه و توان یادگیری انقلاب در داخل و خارج، به طور چشمگیری، کاسته می شود و عافیت طلبان بی درد، بستانکار انقلاب و صاحبان اصلی آن خواهند شد. با این توصیف، مدل پیشنهادی صرفاً به یک جابه جایی ساده در سرفصل ها و موضوعات، تفسیر نمی شود، بلکه در عمل، زمینه سازی برای هدایت منابع انسانی، نرم افزاری و سخت افزاری را در تقویت جبهه دین مداران ضد ظلم در پهنه گیتی ایجاد خواهد کرد و تحول در سه نظام «اخلاقی، فکری و رفتاری» را که امروزه به عنوان اجزا و ارکان «فرهنگ» شناخته می شود در راستای ارزشهای دینی پی ریزی می کند.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

فرآیند جهاد اقتصادی و ابزار جهاد؛ سرمایه، فرهنگ و یا توسعه سیاسی جهاد اقتصادی مفهومی ارزشی و بیانگر تلاش، مجاهدت در عرصه اقتصاد است. در دهه های گذشته نیز شاهد حضور موضوعاتی به همین مضمون در عرصه های دیگر از جمله جهاد نظامی، جهاد سازندگی، جهاد علمی، جهاد فرهنگی و... بودیم. جهاد، مفهومی ارزشی و برخاسته از فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) است. ترکیب کلمه جهاد با دیگر موضوعات موجب ارتقای معنایی آن موضوع می شود.
جهاد در اقتصاد به معنای عمل و رفتار ایثارگرانه با قصد قربت در «تولید، توزیع و مصرف» ثروت است، بنابراین لزوم تحول و تغییر در نگاه و رویکرد به مقوله اقتصاد ضرورت می یابد. جهاد اقتصادی فصل تازه ای در تکامل نظریه های اقتصاد را رقم می زند، در صورت تحقق صحیح آن انقلابی عظیم در عرصه جهانی ایجاد می کند.
تحقق رفتار جهادی در اقتصاد نیازمند تحول در فرهنگ حاکم بر اقتصاد است
مادامی که فرهنگ اقتصادی مبتنی بر سودگرایی و سرمایه سالاری باشد، جهاد اقتصادی مورد نظر نظام اسلامی تحقق پیدا نمی کند. به عبارت دیگر هرگاه مفاهیم، تعاریف، سیاستها، قوانین، ساختارها، ضوابط و مدیریت اقتصاد، حول محور سرمایه تعریف می شود نمی توان بحث از تولید ثروت بر پایه جهاد، اخلاص و ایثار را به میان آورد، پس می توان نتیجه گرفت، از بین ابزارهای جهاد اقتصادی، فرهنگ، متغیر اصلی و دیگر متغیرها در مراحل بعدی دارای اهمیت هستند
ضرورت توسعه اقتصاد فرهنگی
با توجه به جهت گیریهای تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری در خصوص محوریت بخشیدن به فرهنگ و اصل قرار دادن فرهنگ در مهندسی و مدیریت تمام نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی. اقتصاد فرهنگ از ضروریات و الزامات توسعه فرهنگی کشور خواهد بود.
برای تحقق حضور فرهنگ اسلامی در تمام سطوح نظام اعم از بنیادی، راهبردی و کاربردی، نیازمند توسعه چشمگیر اقتصاد فرهنگی هستیم تا شاهد حضور جدی و مؤثر فرهنگ دینی در فرهنگ سیاسی، فرهنگ اقتصادی و فرهنگ اجتماعی باشیم. البته باید توجه داشت که اقتصاد فرهنگی به بودجه و پول منحصر نمی باشد، بلکه نیروی انسانی کارآمد، نرم افزارها، سخت افزارها و منابع مالی، اجزای اقتصاد فرهنگ هستند که باید در توسعه اقتصاد فرهنگی توجه به تمام ابعاد نمود و همزمان به توسعه و افزایش کمی و کیفی نیروی انسانی، ابزارها و منابع متناسب با جهت گیریهای اعلام شده اقدام کرد.
توسعه اقتصاد فرهنگی و سلامت فرهنگی
اگر توسعه اقتصاد فرهنگ مبتنی بر فرهنگ اقتصادی منبعث از اسلام نباشد، توسعه اقتصاد فرهنگ نه تنها موجب پیشرفت جامعه اسلامی نخواهد شد، بلکه به عنوان یک اهرم بازدارنده عمل خواهد کرد و مانع پیشرفت فرهنگ اسلامی در تمامی ابعاد می شود. پس اگر فرهنگ اسلامی را پایه و اساس شکل گیری تمام پدیده ها بدانیم آنگاه در خواهیم یافت سلامت و صحت اقتصاد فرهنگ تابع فرهنگ مبتنی بر معنویت، کرامت انسانی و عدالت اسلامی است. فرهنگی که بر پایه معنویت، کرامت انسانی و عدالت بنا شود، فرهنگ سالم، مقتدر و بالنده خواهد بود. آنگاه سلامت فرهنگی، موجب پیدایش اقتصاد فرهنگی سالم، معنویت محور و عدالت گرا می شود.
بسترهای لازم برای توسعه اقتصاد فرهنگ
در سه دهه گذشته اقتصاد فرهنگ از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و نسبت به تخصیص منابع (انسانی، ابزاری و بودجه ای) بخش فرهنگ بی توجهی شده است، اما نباید مشکل اساسی در حوزه فرهنگ را تنها متوجه کمبود مسایل مالی در این حوزه دانست، بلکه غفلت و بی توجهی نظام کارشناسی کشور به حوزه فرهنگ به عنوان متغیر اصلی در برنامه های توسعه بوده است.
تغییر این نگرش مستلزم فرهنگ سازی و مفهوم سازی و ظرفیت سازی جدید در نظام مدیریت و کلان دستگاه ها بخشهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است که با همت و پیگیری مقام معظم رهبری از سال 80 در تمام سطوح تصمیم گیری، تصمیم سازی و عملیاتی کشور به مسأله اصلی تبدیل شده و حرکت پرشتاب به سوی طراحی و مهندسی نقشه جامع علمی، نقشه مهندسی فرهنگی، پیوست فرهنگ، نقشه جامع تعلیم و تربیت و... صورت گرفته و ادامه دارد. لذا اقدام برای توسعه اقتصاد فرهنگ اگر به صورت هدفمند و براساس نقشه جامع انجام نشود، دچار بحران سخت تری خواهیم شد.
نگاه هزینه ای بدون داشتن مدل و الگوی مناسب به فرهنگ در دهه های گذشته خسارتهای زیادی به کشور وارد نموده است، مثل کم اثر شدن سازمانهای فرهنگی در حل معضلات فرهنگی، موازی کاری، افزایش و تنوع محصولات فرهنگی کم اثر یا بی اثر ضعف در مواجهه با جنگ نرم دشمن، بی توجهی به اولویتهای فرهنگی کشور، مصرف شدن هزینه ها در مسایل رو بنایی و پنهان ماندن مسایل زیر بنایی.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

از آنجایی که امنیت یک نعمت بی بدیل بوده و در همه ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، قضائی و غیره از نیازهای اصلی فرد و جامعه بوده و ایجاد گسترش آن نیز وظیفه آحاد ملت، حکومت ها و دولتهاست فلذا هیچ مکتب یا نظام حقوقی نمی تواند خود را نسبت به موضوع امنیت بی تفاوت قلمداد نماید زیرا امنیت گذشته از اینکه فی نفسه یکی از ضروری ترین نیازهای بشر است بلکه عامل مهمی برای رشد و توسعه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، علمی و اقتصادی است.
امنیت اجتماعی دارای اهمیت و نقش بسیار حساسی در ابعاد مختلف زندگی انسان است و نیاز به امنیت هم از قدیمی ترین و عمیق ترین نیازهای انسانهاست به طوری که انسانها در هیچ برهه ای از زمان برای تأمین امنیت بی تفاوت نبوده اند و چه بسا جامعه هزینه های زیادی را برای تأمین امنیت و آرامش تحمل نماید.
از آنجایی که امنیت یک نعمت بی بدیل بوده و در همه ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، قضائی و غیره از نیازهای اصلی فرد و جامعه بوده و ایجاد گسترش آن نیز وظیفه آحاد ملت، حکومت ها و دولتهاست فلذا هیچ مکتب یا نظام حقوقی نمی تواند خود را نسبت به موضوع امنیت بی تفاوت قلمداد نماید زیرا امنیت گذشته از اینکه فی نفسه یکی از ضروری ترین نیازهای بشر است بلکه عامل مهمی برای رشد و توسعه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، علمی و اقتصادی است.
اسلام نیز به عنوان یک نظام حقوقی جامع و مترقی که پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی افراد در همه زمانها و مکانها می باشد از این قاعده مستثنی نبوده است و با ملاحظه متون دینی، احکام و مقررات اسلامی ملاحظه می شود که اهمیت امنیت در همه عرصه ها و راه حل های تحقق بخشیدن به امنیت اجتماعی بیش از سایر نظامهای حقوقی در دین اسلام مورد مداقه قرار گرفته است.
در بررسی اهمیت امنیت اجتماعی از نظر اسلام به دیدگاه قرآن کریم، روایات معصومین(ع) سخنان بزرگان دین اسلام، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پرداخته می شود.
برای شناخت دیدگاه اسلام در مورد اهمیت امنیت رجوع به منابع اولیه اسلامی از بهترین راههاست، اولین و مهمترین منبع معارف اسلامی قرآن کریم است. از دیدگاه قرآن امنیت یکی از اهداف استقرار حاکمیت خداوند و خلافت صالحان است مضافاً اینکه تأمین امنیت از اهداف جهاد قلمداد شده و احساس امنیت از خصائص مؤمن می باشد.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: یعنی اینکه خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند وعده می دهد که آنها را قطعاً خلیفه روی زمین خواهد کرد همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آئینی را که برای آنها پسندیده پا برجا و ریشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل می کند.
یا در آیه دیگری می فرماید: یعنی اینکه خداوند برای آنانکه کفران نعمت می کنند مثلی زده است؛ منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزی اش بطور وافر از هرمکانی فرا می رسیده اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند بخاطر اعمالی که انجام می دادند لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید.
امنیت اجتماعی را باید در سایه تقوا، عدالت، ایمان، عمل صالح، رعایت حرمت و حقوق انسانها، دفاع از مظلومان و محرومان، مبارزه با مفسدین و مجرمین، رفع فقر، تأمین مشیت مردم، حفظ آزادی های مشروع و حاکمیت قوانین و مقررات انسانی و الهی جستجو کرد کمااینکه امنیت فردی هم از دیدگاه قرآن ناشی از ایمان واقعی و آرامش روحی و اطمینان و طمئانینه نفس و یاد خداوند است خداوند در آیه ۲۸ سوره رعد می فرماید: "الابذکر الله تطمئن القلوب" یعنی اینکه یاد خدا آرام بخش دلهاست.
همچنین در آیه دیگری خداوند فرموده است: آنان که ایمان آوردند و ایمان خدا را به ظلم نیالودند برای آنها ایمنی و آسودگی است و هم آنها به حقیقت هدایت یافته اند.
مضافاً اینکه در آیه ۴ سورة مبارکه فتح خداوند فرموده است اوست خدایی که آرامش را بر دلهای مؤمنان قرار داد تا بر یقین و ایمانش بیفزاید و سپاه زمین و آسمانها همه لشکر خداست و خداوند حکیم و داناست. دولت در اسلام برآیند نیازهای واقعی مردم بوده و برای اینکه اولویت یک وظیفه نسبت به سایر وظایف از نظر اسلام را احراز نمائیم باید به متون دینی مراجعه و از لابه لای آیات و روایات احتیاجات و مطالبات مردم را استخراج نمایند.
از دیدگاه آیات و روایات امنیت از نعمت های بزرگ خداوند بوده و بر سایر نیازهای بشر اولویت دارد.
بعد از بررسی امنیت اجتماعی از دیدگاه قرآن به بررسی اهمیت امنیت از نظر روایات پرداخته می شود.
پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: وطنی که امنیت و شادی در آن نیست خیری در آن نیست.
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در همین رابطه فرموده اند که: "لاخیرفی الوطن الامع الأمن و المسره" از مفاد این دو حدیث چنین بر می آید که سرور و مسرت فرع بر امنیت بوده و شادی بدون امنیت بی معنی است. مضافاً اینکه از دیدگاه معصومین وطنی دارای ارزش و خیر است که دارای امنیت باشد و اصولاً کشور ناامن مورد توجه هیچ کس قرار نمی گیرد و رو به نابودی است.
در روایات دیگر منسوب به پیامبر اعظم (ص) آمده است؛ نعمتان مکفورتان؛ الأمن و العافیه یعنی سپاس دو نعمت بجا آورده نشده و مورد ناسپاسی و ناشکری واقع شده اند، امنیت و عافیت.
همچنین حضرت علی(ع) فرمودند؛ نعمت در دنیا امنیت و سلامتی جسم است و تمام نعمت در دنیا و آخرت وارد شدن به بهشت است. که اهمیت امنیت را بیان می نماید و اینکه در روایات معصومین(ع) امنیت در کنار سلامتی ذکر شده است بیانگر اهمیت و ضرورت وجود و تأمین آن و تأثیر آن در سایر شوون زندگی بشر می باشد.
در آیه ۸ شریفه سوره مبارکه تکاثر خداوند فرموده است که پس در روز قیامت از نعمت ها از شما سئوال خواهد شد.
حضرت امام صادق (ع) درباره این آیه فرمود: "مقصود از نعمت ها که در قیامت از انسان درباره آن سئوال می شود امنیت و سلامتی و ولایت حضرت علی(ع) است."
حضرت امام سجاد (ع) نیز در دعای مشهور خود فرموده اند که "خدایا مرا خوف و نامنی ضعیف و ناتوان نکرده تا قدر امنیت را بدانم" همه این آیات و روایات و موارد مشابه دیگر تماماً بیانگر توجه اسلام به مسأله امنیت است.
بعد از بررسی موضوع امنیت اجتماعی از نگاه قرآن و روایات اکنون اهمیت امنیت اجتماعی از دیدگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری پرداخته می شود.
تحقق بسیاری از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مستلزم وجود امنیت اجتماعی است در قانون اساسی ج.ا.ا اصول زیادی و جور دارد که مستقیماً ناظر به موضوع امنیت اجتماعی است که به اختصار به ذکر چند مورد اکتفا می شود.
▪ اصل بیست و دوم قانون اساسی؛ "حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند."
▪ اصل بیست و سوم؛ "تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و موأخذه قرار داد."
▪ اصل بیست و پنجم: "بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
▪ اصل بیست و نهم؛ "برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حواث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی..."
▪ اصل سی و دوم: "هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند..."
▪ اصل سی و نهم: "هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر و بازداشت، زندان یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است."
بررسی و ملاحظه و دقت در سخنان امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری حکایت از حساسیت مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران در مواظبت از امنیت اجتماعی و مقابله با مصادیق ناامنی دارد.
امام خمینی (ره) فرمودند: "...
۱) دولت اسلامی باید مردم را مطمئن کنند در همه چیز، در سرمایه هاشان، در کسبشان، در کارخانه هایشان، در همه چیز مردم در آرامش باشند و دولت ابداً نمی تواند که تأذی بکند به آنها..."
۲) آقایان قضات واجد شرایط اسلامی ... باید با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامی، احکام اسلام را صادر کنند... تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار احساس آرامش قضائی نمایند و احساس کنند که در سایه احکام عدل اسلامی، جان و مال و حیثیت آنان در امان است.
۳) باید ملت از این پس ... احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهای خویش ادامه دهند و اسلام بزرگ و دولت اسلامی را پشتیبان خود بدانند و قوه قضائیه را در دادخواهی ها و اجرای عدل و حدود اسلامی در خدمت خود ببینند و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیته ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور بدانند."
پس از بیان دادگاه اسلام دربارة اهمیت امنیت اجتماعی ذکر این مطلب ضروری است که آزادی از نظر دین اسلام محترم است اما دارای حد و مرز است مهمترین حد و مرز آزادی امنیت می باشد و آزادی در نظام اسلامی تاجایی مورد احترام است که امنیت جامعه و نظام در معرض تهدید قرار نگیرد والا اسلام با عوامل تهدید کننده امنیت اجتماعی با قاطعیت برخورد کرده است. توضیح اینکه اسلام بسیاری از چیزهایی را که منع و تحریم نموده است بخاطر آن است که مخل امنیت فردی و اجتماعی می باشند به عنوان مثال؛ اگر در اسلام نسبت به ارتداد برخورد قاطعانه ای صورت می گیرد بخاطر جلوگیری از ایجاد تزلزل و عدم امنیت خصوصاً امنیت فکری است.
اگر پیرامون موضوع محاربه مجازات سنگین پیش بینی شده است بخاطر جلوگیری از بی ثباتی و تزلزل در امنیت سیاسی و اجتماعی و حتی امنیت فکری و دینی مردم و پرهیز از هرج و مرج است.
اگر اسلام برخورد تندی نسبت به سارق اتخاذ نموده است به علت حفظ امنیت مالی و اقتصادی جامعه و پرهیز از اخلال در نظام اقتصادی جامعه است.
اگر در قوانین اسلام برخورد جدی و قاطع در خصوص جرائم حدود مثل زنا و لواط و غیره پیش بینی شده است بیانگر اهمیت امنیت عرضی و ناموسی و اخلاقی و حفظ امنیت اخلاقی جامعه است.
ضمن اینکه تحریم شدید قتل در اسلام نشانگر اهمیت امنیت جانی افراد جامعه از نظر اسلام بوده و اینکه از نظر قرآن مجید قتل یک نفر همانند قتل همه افراد جامعه قلمداد شده است بیانگر اهمیتی است که اسلام برای امنیت جانی و نفس قائل شده است.
و نتیجتاً اینکه دین در تأمین امنیت جامعه بشری نقش بسیار مهمی دارد و بسیاری از آموزه ها و تعالیم دین اسلام با موضوع امنیت مرتبط بوده و پیروی از تعالیم اسلامی در تأمین امنیت اجتماعی بسیار موثر است.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

دیدگاه ها و نظرات در خصوص مباحث اقتصادی اجتماعی فرهنگی در قالب مصاحبه بزودی اعلام خواهد شد
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

این وبلاگ متعلق به مجید منصوری بیدکانی
تحصیلات و سوابق:
۱- لیسانس مدیریت صنعتی
۲- فوق لیسانس مدیریت تولید
۳- دانشجوی مهندسی پروژه
۴- کارشناس مهندسی صنایع و کنترل پروژه ذوب آهن اصفهان
۵- کارشناس تحلیل سیستم های اقتصادی
۶- کارشناس مباحث بهره وری
۷- ارزیاب موسسه ملی بهره وری در سیستم های تعالی سازمانی
۸- مشاور سازمان ها در پیاده سازی مدل های تعالی سازمانی
۹- مشاور عالی اقتصادی وبازرگانی اتاق بازرگانی استان چهارمحال و بختیاری
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٩ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

شعر بختیاری زمزمه جویبار زلالی است که از باورهای پاک انسانی – ملی و قومی سرچشمه گرفته و در شاخه ای پر خروش از بستر کهن زبان فارسی جاری است .
کم بیا و کم برو ای باد شو گرد مو ترسم کافر دلی به تو ونه درد
کم بیا و کم برو ای باد شب گرد من می ترسم آدم سنگدلی به تو تیر بزند
شعر محلی بختیاری ، آرام و حزین در کهن سرزمینی به قدمت تاریخ انسان هوشمند و در گسترده وسیع در عرصه گاه بختیاری به حرکت فرهنگی خود که بسط ، توسعه و پایداری زبان اصیل فارسی با گویش محلی بختیاری بختیاری ادامه می دهد .
کاشکی مرغی بیدم به منه حوست ور چینم دانه برنجبه زیر کوشت
ای کاش مرغی بودم در حیاط خانه ات برمی داشتم دانه های برنج اطراف کفشهایت
این اشعار که در حوزه ادبیات گرفتاری و شفاهی این مردمان جایگاه ویژه ای دارد ، شعری است پرشور و روایی ، ساده ، خالی از هر گونه تصنع و بدور از صنایع پیچیده شعری با همان ساختار ادبیات فولکولوریک و برخاسته از تودهه ای عام روستایی – عشایری ولی با زبانی خلاق که کمتر تابع قواعد عروض و بیشتر در دوران هجایی سینه به سینه نسل های بعدی رسیده و شاعر و سراینده مشخص ندارند . ولی در سیر تکاملی خود با حفظ جوهره اصلی پیرایه هایی را پذیرفته و محمل اصالتهای بومی و ارزش های قومی مردمانی است که نمادی هستند عینی از عنصر کهن ایرانی .
شعر محلی بختیاری با بافتی موسیقیایی که بدون موسیقی حیاتی ندارد و جلوه ای به گونه ای که آمیزش « درهم » شدن و امتزاج این دو که جدایی ناپذیرند ، با حفظ سرشت ادبیات مردمی ( فولکولوریک ) – جلوه جلایی پیدا کرده که عمق ناپیدای روح پاک انسانی در آن متجلی می شود . یقیناً و در بررسی های کارشناسانه ، به این نتیجه می رسیم که طبیعت و ساختار اشعار هجایی بالاخص سه هجایی که در مایه ها و قواعد عروض نمی گنجد ، صرفاً برای آواره خوانی است. مانند اشعار سه هجایی خسروانی باربد و نکیسا که برای موسیقی و آواز سروده می شوند و این می تواند جاپایی تاریخی باشد از پیوندهای این مردمان با ایرانیان کهن .
بهار اوی د وا گل گندم ( بهار آمد با گل گندم )
مو تی نا با درد تو مندم ( من تنها با درد عشق تو ماندم )
تا که مو تونه دیدم جون ز دل بریدم ( تا که ترا دیدم جان دل در راه تو نهادم )
مردم و حرف عشق ز لبت به خدا نشنیدم ( مردم آخر و حرف عشق از لبانت نشنیدم )
تمامی یا اکثر اشعار به صورت آواز و به قول بختیاری ها ( بیت خوانی ) خوانده می شود و در جای جای سرزمین بختیاری هر بیت ان به مناسبتی و برای ابراز موضوعی و بیان مکنونات قلبی با ملودی های مختلف سروده شده و آینه ای از خلقیات و روحیات این قوم دیرپا و پر تلاطم از غم و شادی ، عشق و محبت و مهربانی و بلندای کوههای سر به فلک کشیده زرد کوه ، تاراز . . .
شوهه و بال رود به خدا خیلی دلنشین ( شب مه و کنار رود به خدا خیلی دلنشین است )
مو که یارم چویند به خدا دلم پر ز خین ( من که محبوبم اینجا نیست دلم پر ز خون است )
عاشقی موز خوت ای به خدا غمت چه گرونه ( عاشقی برازنده خودت می باشد به خدا غمت چه سنگین است )
هر کس که عاشق نبو قدرت ندونه ( هر کس که عاشق نباشد قدر تو را نمی داند )
تقسیم بندی های معمول شعری چه از نظر محتوا و چه از نظر فرم و شکل که در ادبیات ما مشهور و محسوس و استفاده شده است . مانند تغزلی ، حماسی ، حکمتی و فلسفی در شعر بختیاری کم و بیش به چشم می خورد ، ولی آنچه که بیشتر مشهور است و با روحیات ظریف این مردمان همسازی دارد و میدان فرازی است برای شاعران و سرایندگان ناشناس ، بیابان تغزلی است که در سوز و گدازهای عاشقانه ، جدایی ها فراق و دوری ها و یا سوگیانه ها و مرثیه ها ی بسیار حزین و غم انگیز « گارکریوه» که به صورت همسرایی و هماهنگ توسط زنان و با کمک موسیقی خوانده می شود ، متجلی می شود .
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٠ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

ایران منطقهای
بسم الله الرحمن الرحيم
بحث ايران منطقهاي ميتواند يك گرايش جديد در سطح سياست خارجي ايران بعد از 200 سال باشد. ضرورت تغيير اين نگرش در سياست خارجي ايران بنابر اوضاع و احوالي است كه در اطراف ايران و همچنين تحولي كه در ساختار قدرت بينالمللي پيدا شده ميباشد.
1- تغيير ساختار قدرت بينالمللي :
ساختار قدرت بينالمللي و يا به تعبيري ديگر آرايش قدرتهاي جهاني در صحنه بينالمللي تغيير كرده است. اين تغيير در آرايش و تغيير در حوزههاي نفوذ قدرتهاي بينالمللي در پيرامون ايران يك تغيير اساسي به وجود آورده است. لذا وقتي ساختار قدرت عوض ميشود تحولات بزرگ و زلزلههاي سياسي بدنبال دارد. يكي از اين زلزلهها كه در اطراف ايران اتفاق افتاده است خليج فارس، درياي خزر، افغانستان، عراق و آسياي ميانه ميباشد كه آرايش سياسي قدرت و نظم بينالمللي به هم خورده است. لذا تحول در ساختار و قدرت بين المللي نيازمند اين است كه نگاه و گرايش سياست خارجي ايران عوض شود.
2- ايفاي نقش كارآمدتر:
امروز مردم و دولت ايران آمادگي بيشتري را نسبت به گذشته براي ايفاي نقش موثر در منطقه اطراف خود را دارد البته ايران در گذشته نيز نقش ايفا كرده است اما بيشتر در بعد نهضتها كه حالت چريكي و صادراتي داشته است نه در بعد سياست، حكومت و روابط بينالملل. ايران ميتواند نقش موثر در روابط بينالملل داشته باشد و اين آمادگي، استعداد و توانايي را نيز دارد.
اين دو ضرورت ما را به اين نتيجه ميرساند كه اگر بخواهيم چنين نقشي را ايفا نمائيم بايد گرايش سياست خارجي خود را عوض كنيم: اما تعويض اين گرايش نيازمند مبناي تئوريك ميباشد و نميتوان بر مبناي عاطفي، احساسي و حتي آرماني براي خود نقشي تعيين كنيم كه مطابق با مبناي تئوريك و واقعيات باشد.
تئوري نظم منطقهاي :
در اين تقسيم بندي كشورها، يكي از 3 نوع زير هستند :
1- كشورهايي كه داراي قدرت بينالمللي هستند يعني بر گسترهاي بزرگ از جهان حكومت ميكنند.
2- كشورهايي كه قدرت ملي دارند يعني در چارچوب و محدوده مرزهاي خودشان حاكميت دارند.
3- كشورهايي كه داراي قدرت منطقهاي هستند يعني بر بخشي از جهان ميتوانند اعمال قدرت و نقش كنند و كانون سازماندهي تلقي شوند و صاحب نفوذ منطقهاي ميباشند و حد وسط قدرت بينالمللي و قدرت ملي قرار ميگيرند. اين چنين كشورهايي را قدرت منطقهاي ميگويند كه خارج از چارچوب مرزهاي خود به اعمال قدرت ميپردازد.
ايران يك كشور منطقهاي است يعني ميتواند بيشتر از قدرت ملي و جغرافيايي خود نقش ايفا نمايد و اين نقش نه بصورت چريكي بلكه بصورت حكومت و دولت خواهد بود كه در روابط، سياست و نظم منطقهاي تأثير گذار باشد و نقش ايفا نمايد و اگر اين نقش به عينيت و سرانجام برسد عامل مهمي براي ساماندهي گرايش سياست خارجي ايران در دهههاي آينده خواهد بود. لذا بحث اين است كه ما ميتوانيم بر اساس نظم منطقهاي، سياست خارجي ايران را تغيير دهيم.
پارامترهاي يك كشور منطقهاي :
1- وابستگي، همبستگي و پيوستگي فرهنگي و اقتصادي در منطقهاي كه يك كشور منطقهاي ميخواهد در آن ايفاي نقش نمايد.
2- دارا بودن موقعيت ژئوپلتيك و قدرت تأثير گذاري جغرافيايي بر كشورهاي منطقه.
3- داشتن توانايي و قدرت لازم براي ايفاي نقش.
4- مديريت و ديپلماسي ماهر و با كفايت.
آيا ايران پارامترهاي يك كشور منطقه اي را داراست؟
حال بايد ديد كه آيا ايران داراي اين چهار ويژگي هست يا نه. اگر داراي اين شرايط ميباشد ميتوان گفت ايران يك كشور قدرتمند منطقهاي است.
ايران در منطقه داراي دو پيوستگي فرهنگي ميباشد يكي تمدن ايراني و دومي تمدن اسلامي. ايران از كمربند بخارا گرفته تا آسياي مركزي و باكو تا سليمانيه عراق و بخش كردنشين تركيه داراي يك پيوستگي تمدني بوده و از طرف ديگر در شرق و غرب، شمال و جنوب ايران داراي پيوستگي تمدن اسلامي ميباشد.
ايران به لحاظ اقتصادي نيز كانون انرژي كل منطقه تلقي ميشود و به لحاظ تجاري به دليل اينكه در اطراف چهار بازار عمده خليج فارس، آسياي ميانه، افغانستان-پاكستان و خاورميانه وجود دارد از پيوستگي تجاري نيز برخوردار است.
در شرق ايران منطقه پاكستان و افغانستان واقع شده است در شمال شرقي آسياي مركزي و در غرب ايران خاورميانه و در جنوب خليج فارس واقع شده است.
با توجه به آن كه ايران هم جزء خليج فارس است هم جزء خاورميانه و هم جزء منطقه درياي خزر ميباشد، با قفقاز و آسياي ميانه تعامل جدي دارد و از طرفي ديگر به جهت نزديكي به افغانستان و پاكستان، روابط سياسي موثري ميتواند با اين دو كشور داشته باشد.
ايران داراي منابع انساني فراواني نيز هست. مردم ايران، سرمايه انساني بسيار بزرگي در تشكيل قدرت منطقهاي هستند و در مقايسه با كشورهاي ديگر بسياري از مردم ايران اساسا سياستمدار محسوب مي شوند. اين پتانسيل قوي و استعداد فراوان، در تبديل شدن ايران به قدرت منطقهاي فوق العاده مؤثر ميباشد.
منابع اقتصادي فراواني در ايران وجود دارد. نفت و گاز از جمله منابع مادي هستند. يكي از امكاناتي كه تاكنون آمريكا را به عنوان امپراتور نگه داشته منابع داخلي وسيع آمريكا ميباشد. آمريكا سرزمين بسيار حاصلخيزي است. درايران نيز متناسب با پهناوري و جمعيت، منابع مادي و طبيعي زيادي وجود دارد.
جمعيت ايران نيز جمعيت بزرگي در منطقه است كه تا 10 الي 15 سال آينده به 80 ميليون نفر ميرسد.
انقلاب اسلامي بعنوان ايدئولوژي فرا محيطي ميتواند كاملاً ايران منطقهاي را شكل دهد. انقلاب اسلامي به خودي خود يك استعداد براي منطقهاي شدن ايران بوجود آورده است. هدف ايدئولوژي اسلامي و ايدئولوژي امام (ره) تبديل ايران به قدرت منطقهاي ميباشد. لذا اين ايدئولوژي و ظرفيت در انقلاب اسلامي وجود دارد مهم اين است كه ما با چه نگاه و تصويري به انقلاب نگاه كنيم، آيا با آن نگاه متحجرين كه انقلاب را توجيهي براي حكومت فرض ميكنند يا با آن صورت منحرفين غربزدهاي كه سعي ميكنند انقلاب اسلامي را در حداقل محدوده خود زنداني نمايند؟ پس انقلاب اسلامي نيز يك بستر فكري مناسبي است براي اينكه ايران تبديل به يك قدرت منطقهاي شود.
روحيه امنيتي، دفاعي و حماسي ايران براي برقراري صلح و امنيت در منطقه فراهم است، يعني نيروهاي مسلح و نظامي ايران اين پتانسيل را دارند كه مأموريتهاي صلح جويانه و امنيتي را در بيرون از مرز خود تأمين و برقرار نمايند.
مديريت و رهبري سياسي كه داراي دو بعد سياست خارجي و ديپلماسي ميباشد. سياست خارجي همان چيزي است كه رهبري تعيين مي كنند ، به اين معني كه خطوط و سياستهاي كلي را در سياست خارجي ترسيم مي نمايند.
ديپلماسي يعني مديريت كردن روابط خارجي بر اساس اين سياستها يا اجرايي كردن سياستهاي خارجي كه بيشتر به صورت كلي، مبهم و تئوريك هستند. لذا سياست خارجي با ديپلماسي تفاوت اساسي دارد. چه بسا سياست خارجي در ايران خوب بوده اما ديپلماسي ضعيف، توانايي تحقق آن سياستها را نداشته است.
بنابراين ايران با داشتن اين چهار ويژگي ميتواند به قدرت منطقهاي تبديل شود بستر كار نيز فراهم است. مانند حضور هوايي آمريكا را حضور بسيار اساسي و استراتژيك بدانيم مخصوصاً در شرايط امروز آمريكاييها پايگاههاي هوايي خود را از عربستان بيرون كشيدند و در يك نوار باريك خليج فارس و در يك منطقه نا امن افغانستان و عراق ساكن كردند.
والسلام عليكم و الرحمه الله و بركاته
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/٤ - مجید منصوری بیدکانی |لینک به نوشته

